121نتيجه اينكه مىتوان گفت مرسلات فقيه معتبر است و چون دليل ذكرشده نسبت به مرسلات جزمى و غيرجزمى سريان دارد، تمام مرسلات فقيه حجت خواهد بود. اما تفاوت تعبير «رُوِى» و «قال» ممكن است ناشى از مرجعى باشد كه صدوق(رحمه الله) روايت را از آن نقل كرده است و صرف اين تفاوتِ تعبير نمىتواند دليلى باشد كه مرسلات صدوق را به جزمى و غيرجزمى تقسيم كنيم و تنها جزميات را معتبر بدانيم. درهرصورت، حتى اگر چنين تفاوتى را قائل شويم و تنها جزميات را معتبر بدانيم، روايت محل بحث از مصاديق مرسلات جزمى و بنابراين داراى اعتبار است.
ب) بررسى دلالى
روايت از نظر دلالت روشن است؛ چراكه وقت نماز مغرب را سقوط قرص، يعنى استتار شمس، معرفى نموده است.
روايت هشتم: موثّقه اسماعيل بن فضل
عَنْ أَبِي عَبْدِ الله(ع) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) يُصَلِّي الْمَغْرِبَ حِينَ تَغِيبُ الشَّمْسُ حَتَّى يَغِيبَ حَاجِبُهَا. 1
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: پيامبر خدا(ص) هنگامىكه طرف بالاى خورشيد غايب مىشد، نماز مغرب را مىگزاردند.
الف) بررسى سندى
سند چنين است: «الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ».
قبل از بيان احوال هريك از راويان، بايد طريق شيخ طوسى(رحمه الله) به حسن بن محمد