104اطمينانآورى داشته، نه اينكه تماماً از اشخاص ثقه نقل روايت مىكرده است؛ چراكه نقل ايشان از افرادى كه در رجال تضعيف دارند مسلّم است. تعارض بين اين تضعيف و توثيق، مطابق اين قاعده، كلامى است كه التزام بدان آسان نيست؛ چراكه برخى تضعيفشدگان ضعفشان نزد رجاليون واضح است؛ مانند يونس بن ظبيان 1 و حسين بن أحمد منقرى. 2 آيا با اين اوصاف مىتوان گفت اين دو نزد ابن ابىعمير وثاقت داشتهاند؟ نتيجه اينكه نقل صفوان بن يحيى از يزيد بن خليفه، اثبات وثاقت وى را به دنبال نخواهد داشت.
دو - نقل اصحاب اجماع از وى
از اصحاب اجماع، صفوان بن يحيى و يونس بن عبدالرحمن و عبدالله بن مسكان از وى نقل روايت دارند. 3 درمورد اينكه آيا نقل اصحاب اجماع از كسى دال بر توثيق است يا خير، اختلاف است. در اين مورد سه نظريه عمده وجود دارد. اين اختلاف به تفاوت برداشت از عبارت كشى بر مىگردد. عبارت ايشان چنين است: «أجمعت العصابة على تصحيح ما يصح عن هؤلاء و تصديقهم لما يقولون وأقروا لهم بالفقه». 4