82
مصدّقاً فهو مؤمن. 1
ايمان به معناى تصديق قلبى است و اقرار زبانى به تنهايى كافى نيست. پس هركس، خدا و آنچه معرفتش واجب است، بشناسد و به آن اقرار كند و تصديق نمايد، مؤمن مىباشد.
«حكيم نصيرالدين طوسى» مىگويد: «الإيمان التصديق بالقلب و اللسان» 2؛ «ايمان، تصديق به قلب و زبان، هر دو است. [بنابراين اقرار زبانى به تنهايى كافى نيست]».
«ابن ميثم بحرانى» نيز مىنويسد: «ايمان عبارت است از تصديق قلبى به يگانگى خدا و به آنچه رسول خدا آورده است». 3
«جعفر سبحانى» مىگويد: «ايمان در لسان شرع به معناى اعمال ظاهرى و اقوال و افعال ناشى از اعتقاد و تصديق يقينى است». 4
براساس اين معيار مىتوان گفت كه ايمان تنها تصديق و معرفت قلبى نيست. بلكه اعتقاد قلبى به همراه اعمال ناشى از اين اعتقاد، مقوّم ايمان شرعى است. از نظر قرآن، مؤمن افزون بر باور قلبى، بايد داراى عمل صالح باشد. در واقع اعمال و صفات اخلاقى شايسته، بازتاب و نشانه ايمان است.
جمعبندى ديدگاهها درباره ايمان
قول اول: برخى ايمان را فقط اظهار شهادتين به زبان دانستهاند.