52خدا مىپندارد. اما گاهى انسان به يگانگى ذاتى، صفاتى، ربوبى و افعالى خدا اعتقاد دارد، ولى عبادتش خالصانه نيست. بىترديد، حالت اول همان شرك جلى مىباشد و حالت دوم شرك خفى است كه موجب خروج از ايمان و توحيد نمىشود.
شرك عملى
پيروى از غيرخدا اگر به اذن خدا نباشد، گونهاى از شرك است؛ همانند پيروى از هواهاى نفسانى، شياطين، ستمگران و حاكمان جور. بنابراين شرك، به معناى اعتقاد به چند خدا و چند مبدأ براى خالقيت و ربوبيت، وهمچنين شريك قائل شدن براى خدا در عبادت است.
تقسيم شرك از نظر وهابيان
برخى از علماى وهابى در يك تقسيمبندى كلى، شرك را دو قسم دانستهاند: شرك در ربوبيت و شرك در الوهيت. برخى ديگر نيز شرك را سه قسم برشمردهاند: شرك در ذات و صفات، شرك در خالقيت و ربوبيت و شرك در عبادت يا الوهيت.
گفتنى است شرك در ربوبيت به اين معناست كه براى خداوند در خالقيت، ربوبيت، مالكيت، تدبير، زندهكردن و ميراندن، شريكى تصور شود؛ براى مثال انسان، دو مبدأ مستقل براى عالم قائل باشد: يزدان، مبدأ همه نيكىها و اهريمن، مبدأ گناهان و بدىها. اگر كسى به خدايان متعددى معتقد باشد كه آنان در خلق، تدبير، روزى، زندهكردن، ميراندن،