18توسل، تمسك به اسباب و وسايل رحمت الهى است و به هيچ وجه پرستش آنها نيست.
بنابراين اختلاف وهابيان با ساير مسلمانان در اين نيست كه يگانه موجود شايسته پرستش، خداوند است؛ زيرا هيچ مسلمانى اعتقاد به شايستگى پرستش غيرخدا ندارد و چنين ادعايى از سوى وهابيان، ادعايى بىاساس و غيرواقعى است. در واقع نزاع بين دو طرف، صغروى است نه كبروى. البته اختلافات ديگرى نيز در بحث توحيد عبادى وجود دارد كه به آنها اشاره خواهيم نمود؛ مثل اختلاف در تعريف عبادت، تفسير نادرست از توحيد خالقيت و ربوبيت و انكار شأن و منزلت انبيا و اوليا.
ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب مدعىاند كه تنها آنان توانستهاند مفهوم حقيقى توحيد را درك كنند و بيشتر مسلمانان مشركاند، درحالىكه هيچ مسلمانى نيست كه هم ايمان به خداى يگانه داشته باشد و هم غيرخدا را بپرستد. ازاينرو معلوم نيست وهابيان از كدام مشركان سخن مىگويند و ادعاى مبارزه با شرك چه كسانى را دارند؟! بنابراين درباره توحيد ذاتى و صفاتى، توحيد در خالقيت و ربوبيت و توحيد عبادى، بين مسلمانان منكرى وجود ندارد. بىشك اگر كسى منكر يكى از ابعاد توحيد باشد، مسلمان نيست و نمىتوان او را يكتاپرست خواند. لكن وهابيان با سوء استفاده از شعار توحيد، مىكوشند تا خودشان را تنها يكتاپرستان واقعى معرفى كنند. ازاينرو انواع اتهامات ناحق را به شيعيان و ساير مسلمانان نسبت مىدهند و با استفاده از ابزار رسانهاى و امكانات گسترده مالى تلاش مىكنند شيعه را مشرك و خارج از دين معرفى كنند. آنان در كتابها و سخنان خود، شيعه را كافر، مشرك، بدعتگذار، گمراه