175
نقد بيست و ششم: انكار اسباب و مسببات خلاف توحيد است
بدفهمى وهابيان اين است كه توسل به اولياى الهى و استمداد از آنان را منافى توحيد مىدانند و معتقدند كه بايد خدا را بىواسطه خواند و تنها بايد از او استمداد كرد و اگر كسى جز اين كند، كافر است. آنان در اين مسئله نيز رويكردى برخلاف قرآن دارند؛ زيرا اندكى در آيات قرآن تأمل نكردهاند كه چرا خدا اين اسباب و مسببات را آفريده است.
وهابيان توسل به اسباب را در امور تكوين و تشريع جايز نمىدانند؛ درحالى كه قرآن مجاز مىداند. عقل و وجدان نيز هرگز نمىتواند خلاف آن را ثابت كند؛ يعنى امكان ندارد بشر بتواند بدون اسباب زندگى كند.
اگر وهابيان رجوع به غيرخدا را دو گونه مجاز و غيرمجاز مىدانند، معلوم است كه مىخواهند شرك را مجاز و غيرمجاز جلوه دهند. در واقع آنان مىخواهند با تفكيك بين علل طبيعى و غيرطبيعى، از تناقض ادعاى خود نجات يابند؛ درحالىكه ما از آنان نمىپذيريم؛ چون مفهوم غيرخدا،
هر دو قسم طبيعى و غيرطبيعى را دربرمىگيرد. افزون بر اين، مشكل شرك در باور به معبود بودن غيرخدا و استقلال اوست؛ نه طلب كردن فعل از او.
نقد بيست و هفتم: محبت رسول و اولياى الهى با توحيد منافات ندارد
براساس مبنا و معيار وهابيان در بحث شرك در عبادت، آنان نبايد رسول گرامى اسلام(ص) را دوست داشته باشند؛ چون آنان مدعىاند كه خضوع و محبت غيرخدا، از نشانههاى شرك است. البته اگر آنان بگويند محبت پيامبر(ص) به دليل خاص شرك نمىباشد، ما نيز مىگوييم دلايل و كلمات بىشمارى از خدا و رسول اكرم(ص) براى محبت اهلبيت(عليهم السلام) و بندگان صالح در دست داريم. اگر هم ادعا كنند كه هيچ حكمى در كتاب خدا و كلمات