160و آيه (فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً) 1كه خداوند مىفرمايد: «همراه با خداوند كسى را نخوانيد»، شيعيان را به شرك متهم مىكنند. آنها توجه ندارند كه منظور آيه اين است كه در عرض خداى متعال و بهطور مستقل، از كسى يارى نطلبيد و او را نخوانيد.
گفتنى است كه شيعيان توسل را در طول فاعليت و مشيت و اذن خداوند مىدانند. اگر وهابيان اندكى در آيات الهى و مفاهيم دينى تدبر مىكردند، مىفهميدند كه در مفهوم توسل، وساطت نهفته است. توسل، تمسك به وسيلهاى است براى فردى كه احساس نياز و حاجت مىكند. وسيله فقط وسيله است و نمىتواند مستقل، هدف و معبود دانسته شود.
شيعيان، امامان معصوم(عليهم السلام) را بندگان برگزيده و محبوب خدا و وسايل هدايت مىدانند؛ نه كسانى كه كار خدايى مىكنند يا امور الهى به آنان تفويض شده باشد. اين برداشت كجانديشان و تحريفكنندگان حقايق است كه از ابنتيميه و ابن عبدالوهاب پيروى مىكنند و توسل را نادرست تفسير مىنمايند و آن را عبادت غير مىشمارند.
نقد هشتم: مخالفبودن تكفير با قول رسول اكرم(ص)
وهابيان ادعا دارند هركسى عقايد وهابيت را نپذيرد، مسلمان واقعى نيست و توحيد او اشكال دارد و خون و مال او مباح است.
آيا مسلمانانى كه به يگانگى خدا و به تمامى اسما و صفات او ايمان و اعتقاد دارند و هيچ موجودى را در ذات، صفات و افعال با او شريك نمىدانند و فقط او را پرستش مىكنند، مشرك و مهدورالدم هستند؟!