148گفتند: قٰالُوا يٰا أَبٰانَا اسْتَغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا ؛ «گفتند: پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه» (يوسف: 97). اگر اين شرك است، چرا حضرت يعقوب(ع) نفرمود: «خودتان برويد و از خدا طلب بخشش كنيد»!؟ همچنين خداوند به امت اسلام مىفرمايد:
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً) (نساء: 64)
اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مىكردند [و فرمانهاى خدا را زير پا مىگذاردند] نزد تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىخواستند و پيامبر هم براى آنها استغفار مىكرد، خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند.
گفتنى است دعاكردن و خواندنى شرك است كه خواندهشده، معبود دانسته شود؛ همانطور كه خداوند مىفرمايد: (وَ لاٰ تَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ)؛ «معبود ديگرى را با خدا مخوان كه هيچ معبودى جز او نيست» (قصص:88).
همچنين خداوند مىفرمايد:
(وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ لاٰ بُرْهٰانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمٰا حِسٰابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لاٰ يُفْلِحُ الْكٰافِرُونَ ) (مؤمنون: 117)
و هركس معبود ديگرى را با خدا بخواند كه به يقين هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت، حساب او نزد پروردگارش خواهد بود.
معيارهاى تشخيص شرك عبادى از نظر شيعه
1. اعتقاد به الوهيت و ربوبيت غيرخدا
مهمترين تفاوت ديدگاه شيعه با وهابيان در مفهوم عبادت اين است