138و افعالى قرار داده است و همچنين بين مخلوقات رابطه سببيت و مسببيت، نظام و ترتيب، تقدم و تأخر و اشرفيت و اخسيّت معين نموده است؛ براى مثال برخى از فرشتگان نسبت به برخى ديگر شرافت دارند و به خدا نزديكترند و كارهاى مهمى به آنها داده شده است؛ مثل جبرئيل و ميكائيل.
بنابراين نمىتوان در اين اصل مهم قرآنى وبرهانى ترديد داشت كه موجودات از قابليت و رتبه همسانى برخوردار نيستند.
از اين دو مقدمه، يعنى جعل آثار وافعال خاص براى هريك از موجودات و وجود سلسله مراتب بين موجودات، نتيجه مىگيريم كه اسناد فعل و اثر خاص به موجودات، با اقرار به مخلوق بودنشان، نه تنها با توحيد در خالقيت و ربوبيت و توحيد افعالى منافات ندارد، بلكه عين توحيد است؛ زيرا همه موجودات را مخلوق الهى مىبينيم و از آنها آثارى را طلب مىكنيم كه خدا در آنها قرار داده است. در ضمن آنها را در ذات و فعل و اثرشان مستقل نمىبينيم.
مگر ممكن نيست در عين اعتقاد به مخلوق بودن عيسى، او را به اذن خداوند، قادر به زندهكردن مردگان و شفاى بيماران دانست؟ مگر اين حقيقتى نيست كه قرآن كريم به روشنى آن را بيان نموده است؟ چنانكه ملاحظه مىشود وهابيان حاضرند سخن ابنتيميه و ابن عبدالوهاب را بپذيرند؛ هرچند به انكار قول خدا و رسولش بينجامد!
3. اعتقاد به سلطه غيبى براى غيرخداوند
«عبدالعزيزبن باز» از مفتيان وهابى مىگويد:
اگر كسى به پيامبر يا غير او از اوليا استغاثه كند با اين اعتقاد كه او