133پايههاى توحيد است. بله، آنچه نفىپذير است، استقلال موجودات در تأثير است؛ نه اصل تأثير و افعال آنها كه هيچيك از متكلمان و حكيمان اسلامى در آن شك ندارد. اما نفى مطلق تأثير، بهمعناى انكار بديهيات عقلى و خروج از فطرت انسانى است.
بنابراين باور به نظام اسباب و مسببات، اسناد افعال و آثار به اشياء و نفى هرگونه اتفاق، از نظر شيعه، مقتضاى توحيد و نظام حكيمانه خلق الهى است كه با مطلق بودن توحيد نيز منافات ندارد؛ چراكه فاعليت خداوند، اصيل و قاهر و مستقل است.
در واقع اسناد افعال و آثار به ساير موجودات، در طول فاعليت و ربوبيت الهى است. بنابراين با اعتقاد به اين كه خداوند، تنها مؤثر حقيقى مستقل در جهان هستى است، شرك، معنا و مصداق پيدا نمىكند.
اگر وهابيان ادعا كنند كه ما هيچ نصى درباره ويژگىهاى برتر انبيا و اولياى الهى نداريم، در پاسخ مىگوييم:
اولاً: چنين انكارى، به معناى انكار همه فضايل و معجزاتى مىباشد كه خود خداوند به انبيا و اولياى خود نسبت داده، است.
ثانياً: مگر درباره ساير اسباب بهصورت جداگانه نص و دليل داريم كه خدا بگويد من اين اثر را در فلان ميوه يا عنصر يا ميكروب قرار دادم. اگر چنين چيزى در اختيار بشر بود، نيازى به اين همه تحقيقات علمى براى كشف خواص اشياء نبود. بشر براى حيات و بقاى خود به اشياء طبيعى نياز تكوينى دارد. همچنين موجودات عالم بهصورت زنجيرهوار و نظاممند به يكديگر وابستگى دارند و اين واقعيت اقتضا مىكند كه بشر به اسباب گوناگونى كه مخلوق خدايند و آثار خود را از خدا گرفتهاند،