127خود خداى متعال بر نظام خلقت حاكم نموده را، بيهوده بشماريم. 1
بنابراين لازمه اعتقاد به توحيد ربوبى، انكار كلى اسباب و وسايل نيست. خداوند در قرآن، بهصورت روشن و قطعى، برخى افعال را به اسباب نسبت داده است؛ مانند نسبت دادن ميراندن به رسولان و فرشتگان و همچنين زنده كردن و شفا دادن بيماران به برخى از پيامبران. البته فاعل شمردن اين اسباب، به معناى مستقل شمردن آنها در افعال و آثارشان نيست.
بنابراين انكار وسايط فيض، بهمعناى انكار نظام تقدير و تدبير و سنت الهى است كه به امر خدا ايجاد شده است و جز از او فرمان نمىبرد.
اما وهابيان به شدت، نظام ثابت اسباب و مسببات و قانون عليت و نظام وسايط را انكار مىكنند. ما از سلسله مراتب وجود سخن مىگوييم و آنان از انكار هر تقدم و تأخر و برترى موجودى بر موجود ديگر. ما از نظام حكيمانه و قانونمند عالم سخن مىگوييم و آنان اين اصل را منافى قدرت و اختيار خدا مىدانند. ازاينرو صدور همه اشياء را بىواسطه به خدا نسبت مىدهند. ما از نظام وسايط وجود و نزول بالاسباب سخن مىگوييم و آنان مدعىاند كه جز خدا هيچ سبب واقعى در عالم نيست و مىگويند خدا نياز به اسباب و وسايط ندارد.
ما از نظام عالمى سخن مىگوييم كه براساس علم، حكمت و اراده خداى متعال ايجاد شده است؛ بهطورىكه اين نظام وجود و ساختار عالم جداشدنى نيست. اما آنان از خلق بىحساب و كتاب و قاعده مىگويند.