124نمىتوان به او نسبت شرك داد و تا زمانى كه به عبادات مشخص براساس دستور اسلام، حتى به ظاهر، عمل مىكند، موحد شمرده مىشود.
از آنجا كه يكى از اركان اعتقاد به توحيد، تصديق قلبى است و هيچكس جز خدا از قلوب بندگان آگاه نيست، ملاك اصلى مسلمانى، همان اقرار ظاهرى به شهادتين است. بنابراين وهابيان حق ندارند ادعا كنند كه شهادتين زبانى و اعمال ظاهرى براى حكم به موحد بودن كافى نيست.
رابطه توحيد با اسباب و مسببات
يكى از مسائل بسيار مهم كلامى اين است كه بسيارى از معتقدان به توحيد نتوانستهاند رابطه توحيد خالقيت با اسباب و مسببات را به خوبى درك و تفسير نمايند. مسئله اين است كه آيا توحيد در خالقيت و ربوبيت، بهمعناى انكار اسباب و مسببات است يا اينكه اعتقاد به توحيد افعالى و ربوبى با فاعليت مخلوقات و فرض وسايط فيض و وجود، منافات و تضادى ندارد؟
براى اينكه بتوانيم به شبهات وهابيان پاسخ مبنايى و اصولى دهيم، ناگزيريم تا ديدگاه آنان را درباره اسباب و مسببات و چگونگى رابطه فاعليت موجودات را با خدا تبيين كنيم. سپس به مقايسه ديدگاه شيعه و وهابيان بپردازيم.
برخى گمان كردهاند كه اثبات هرگونه اثر و فاعليت براى موجودات با خالقيت مطلق و توحيد افعالى يا توحيد ربوبى منافات دارد.