118معرفى مىكنند. توحيد وهابيان از يكسو از عبادت و اطاعت خالصانه سخن مىگويد. ولى از طرف ديگر، بسيارى از تعاليم الهى را انكار مىكند؛ زيرا توحيد آنان از نسبت دادن صفات جسمانى و ظاهرى به خدا ابايى ندارد و مخالف حكمت و عدالت خداوند است. توحيدى است كه اثبات خالقيت مطلق را مستلزم انكار بسيارى از حقايق تكوينى و تشريعى مىداند. همچنين اثبات خالقيت مطلق الهى و اسناد همه افعال و آثار موجودات به او را، مستلزم بىفايده و بىضابطه دانستن خلق موجودات و آثار و افعال و نظام آنها مىداند؛ يعنى نمىتوان هيچ فعل و اثرى را از هيچ موجودى توقع داشت؛ بهطورىكه اگر شما كنار اين توحيد، فعل و اثر و خاصيتى را براى مخلوقات ثابت كرديد، براى خدا شريكى در خالقيت و ربوبيت و تفويض قائل شدهايد.
وهابيان، نظام و سلسله مراتب و تقدم و تأخر و روابط ذاتى و علّى بين موجودات را منافى با توحيد مىپندارند و خدا را مباشرتاً فاعل همه موجودات عالى و پست مىدانند و هرگونه فعل خوب و بدى را به او نسبت مىدهند. آنان معتقدند كه بشر نيازى به واسطه ندارد. پس تعظيم پيامبران و اولياى الهى را نبايد كارهاى در نظام خلقت دانست و از آنان طلب حاجت، شفا، شفاعت و وساطت در امور داشت.
قطعاً توحيد حقيقى و قرآنى، آنگونه نيست كه وهابيان مىگويند. كسانى كه توحيد ابنتيميه را بر توحيد على(ع) ترجيح مىدهند و با وجود شاهراه هدايت و حقيقت، به سراغ افرادى همچون ابنتيميه و ابن عبدالوهابى مىروند كه آشكارا آيات خدا را تحريف و تفسير به رأى مىكنند، دستاورد توحيدى آنان معلوم است.