126قرآن، اعمال حج را «شعائر» مىنامد. اين بدان معناست كه اينها فقط عملى فردى و براى اداى تكليفى شخصى نيست، بلكه نشانهاى است تا بر انگيزاننده شعور و معرفت انسان به چيزى باشد كه اين عمل، علامت و نشانه آن است. در وراى اين نشانهها، توحيد قرار دارد؛ يعنى نفى همه قدرتهايى كه به نحوى جسم و جان آدمى را در قبضه اقتدار خويش گرفتهاند و اثبات حاكميت مطلق الهى بر همه وجود و به عبارت روشن و آشنا: حاكميت نظام اسلامى و مقرارات اسلامى بر زندگى فردى و اجتماعى مسلمين. 1
به فرموده رهبر معظم انقلاب، شعائر، علامت و نشانهاند و بر حقايقى دلالت دارند كه تعظيم اين نشانه در حقيقت تعظيم آن حقايق است. از ديدگاه ايشان، توحيد ناب و دورى از هرگونه شرك و ريا و حاكميت مقررات اسلامى، آن حقايق است.
حق امر اين بود در نزد خرد
ابن عربى درباره شعائر الهى و لزوم بزرگداشت آن مىنويسد:
شعائر الهى، همان نشانههاى او هستند و نشانههاى او نيز راههاى رسيدن به پروردگار. هر شعيرهاى از اين شعائر، دليل و راهنمايى بهسوى خدا هستند، اما شعائر، گاهى دقيق و لطيف هستند، بهگونهاى كه گاهى تنها اهل نظر و دقت آن را در مىيابند... . در جهان هيچ چيزى وجود ندارد كه شعائر الهى نباشد. زيرا هستى نشانه خدا و دليل بر پروردگار است... . پس تعظيم آنها نيز لازم است.