125مىدانند؛ بدون آنكه خوف و ضررِ مطرح در تقيه خوفى در آن باشد. 1
اين اختلاف مبنا، آثارى در پى دارد كه از مهمترين آنها جايگاه و نقش تقيه مداراتى در تحقق انسجام، وحدت و اخوّت اسلامى - بنابر نظريه دوم - است.
اطلاق برخى روايات، چنانكه در كليات به آن اشاره گرديد، دلالت مىكند كه عمل از روى تقيه، شكلى و صورى نيست، بلكه صحيح و امرى واقعى است؛ البته واقعى ثانوى.
اين مطلب در اعمالى كه مورد ابتلاى عموم مردم است، مخصوصاً در حج كه از امور اجتماعى است و تمام اعمال آن در منظر مسلمانان و حكومت انجام مىگيرد، وضوح بيشترى دارد و خالى بودن كلام امام(ع) از اعاده و قضاى اعمال انجام شده، حاكى از اجزا و صحت آن است؛ 2 به عبارت ديگر، وقتى امام معصوم(ع) با عبارتى همچون
«اِيَّاكُمْ أَنْ تَعْمَلُوا عَمَلا نُعَيَّرُ بِهِ» 3در مقام بيان مدارا و جلب محبت و وحدت كلمه است و نسبت به لزوم يا عدم لزوم اعمال حيله، يا اعتبار مندوحه 4 يا عدم آن، اشارهاى نمىكند، بنابراين بر صحت و اجزا دلالت مىكند. 5 علاوه بر اينكه اطلاق آن، اختلاف در حكم و موضوع و صورت علم و شك را نيز در بر مىگيرد.
وقتى امام صادق(ع) مىفرمايد:
«عَلَيْكُمْ بِالتَّقِيَّةِ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَجْعَلْهَا شِعَارَهُ وَ دِثَارَهُ مَعَ مَنْ يَأْمَنُهُ لِتَكُونَ سَجِيَّتَهُ مَعَ مَنْ يَحْذَرُهُ» 6، روشن است از كسى كه نسبت به او امان هست،