7831- معمولاً الفاظ خارجى كه وارد زبان عربى مىشود، بهصورت جمع مونث سالم يا جمع مكسر جمع بسته مىشوند، مانند: غرام (گرم): غرامات، كيلومتر:كيلومترات، غالون: غالونات، لتر: لترات، انج: انجات، يارده: ياردات، دولار (دلار): دولارات، ليره: ليرات، ريال: ريالات، سنتيمتر: سنتيمترات، هكتار: هكتارات، مليمتر: مليمترات، شيك (چك): شيكات، تيكت: تكتات.
32 - إبريق: مُعرّب آبريز فارسى است كه در زبان فصيح، بر هر كوزه مانندى كه لوله و دستگيره داشته باشد، اطلاق مىشود، اما در سوريه و لبنان نوعى «ابريق » خاصى را با لولهاى بسيار كوتاه براى آب خوردن بهكار مىبرند، اين آبخورى كه قديمى آن «سفالين » و انواع جديد آن «شيشهاى » مىباشد، در حقيقت هم كار «پارچ » را مىكند، و هم جاى «ليوان » را پر مىكند، زيرا با ريختن آب از لولهاش «مستقيماً » در دهان، از پارچ وليوان بىنياز مىباشند. آنها نوشيدن آب از اين آبخورى را طورى با مهارت انجام مىدهند، كه لوله آن هيچگونه تماسى با لب و دهان نمىگيرد، اين ظرف آبخورى در برخى خانهها، مغازهها و رستورانهاى سنتى لبنان وسوريه ديده مىشود.
33 - وُقّيِة، وُئيِّة: در سوريه و لبنان براى دويست گرم بهكار مىرود. كه در ايران نيز «وقيه » مىگويند.
34 - أفندي: واژهاى تركى عثمانى است و براى احترام در خطاب كاربرد دارد.
(اين كلمه از زمان تسلط عثمانيان بر سرزمينهاى عربى، ميان مردم رسوخ يافته، و به معناى «سيد:آقا » است، و شايد نخستين كسى كه درخت نارنگى را به اين سرزمينها يا مصر آورده، نامش يوسف بوده، كه آن را «يوسفى » و «يوسف افندي » و «افندي » مىنامند.)
3 - باشا: تركى عثمانى (پاشا) و به معناى آقا و ارباب است كه براى احترام در خطاب بهكار مىرود.
(مدحت پاشا از زعماى دوران عثمانى بود، كه در ترويج روح قانون كوشيد و به رياست حزب آزاديخواهان رسيد، ولى سلطان عبدالعزيز عثمانى كه او را مزاحم تاج و تخت خود مىديد، او را از ميان برداشت و در زندان خفه كرد كه اكنون يكى از بازارهاى شهر شام، كه