104وينكَْ يا عليّ بدِّي شُوفكَْ. كجايى على، مىخوام ببينمت.
4- فعل «ساوَي، بيِساوِي، ساوِ » به معناى «درست كردن چيزى، انجام دادن كارى و رو به راه كردن » بهكار مىرود.
- شُو ساوِيتْ الِيوم: امروز چكار كردى؟
- شُو بدّكْ تسْاوي بعد الرياضة؟ بعد از ورزش مىخواهى چهكار كنى؟
- فعل «إجا، بيِجِي، جي » به معناى «آمدن » وفصيح آن «جاء » مىباشد.
- لشِ إجِيتْ متِأخِّرْ؟ چرا دير آمدى؟
- فيكْ بتِجِي بكُرا؟ آيا مىتوانى فردا بيايى؟
6- فعل «جابْ، بيِجِيبْ، جِيبْ » به معناى «آوردن » است و در حقيقت متعدى فعل «جاءَ » است كه فصيح آن «جاءَ بِ، أحضرَ » مىباشد. وچنين به نظر مىرسد كه حرف «ب » جزء ريشه كلمه است و حرف «ج » اغلب به صورت «ژ » تلفط مىشود.
- هو جابْ كتابي: او كتابم را آورد.
- جِبْليِ (جِيبْ ليِ) كاسِةْ ماى! يك ليوان آب برايم بياور !
7- فعل «خَشّ، يَخُشّ » كه در لهجههاى محلى سوريه، لبنان، عراق، مصر، كويت... بهكار مىرود، به معناى «دخل، يدخل » وارد شد، داخل شد... مىباشد.
9- فعل «ليِكو » يا «ليِكُ »، فعل امرى است به معناى «اُنظُر إلي »كه ماضى و مضارع ندارد.
10 - فعل «شَلَحْ، بيِشْلحْ، اشِْلَح » سريانى است و به معناى «درآوردن لباس و كفش » مىباشد و فصيح آن «اخِلَع، انزع » مىباشد، و به رختكن در سالنهاى ورزشى «مشلح » مىگويند.
11- مصدر «ترويق » يعنى صبحانه خوردن است كه صبحانه را «ترويقة» ،« فطور» ، « فطار»، «لقمة الصباح» ، «وجبة لصباح » مىگويند.
12- فعل نهى در عاميانه با كمك «لا و ما » ساخته مىشود.
- لا تروح ع الحفلة اليوم: امروز به جشن نرو.