93چون آلجلاير را كه بر عراق عرب تسلط داشتند، از بين ببرد. همزمان با وى، عثمانيان نيز در غرب ايران حكومتى نيرومند تشكيل داده بودند و مدام متصرفات خود را گسترش مىدادند. شاهرخ كه نسبت به اوضاع غرب ايران و نافرمانى تركمانان آققويونلو و قراقويونلو بيمناك بود، با شاهان عثمانى روابط سياسى حسنهاى برقرار كرد و بدين ترتيب، كاروان شامى از ارزش و اعتبار بيشترى نسبت به كاروان عراقى برخوردار شد. بسيارى از ايرانيان، به علت امنيت بيشتر، ترجيح مىدادند با كاروان شام همراه شوند. 1 حتى هيئتى كه جامه ارسالى شاهرخ را براى پوشش كعبه مىبرد، با كاروان شام به مكه رفت. 2 شاهرخ براى سلطان محمد، اينگونه از هراسش دربارۀ وجود تركمانان و برقرارى ارتباط حسنه آنان با عثمانى مىنويسد:
احوال همايون ما آن كه به جز غوغاى قرايوسف و اولاد او كه ظالمان بىدين و قاطعان اهل يقيناند، مدافعه ديگرى است. اين خار هم از آن گل بر جيب جان خليده است. 3
تركمانان كه غرب ايران را در دست داشتند، از اين وضعيت بهشدت ناراضى بودند و مىكوشيدند در مقابل شاهرخ، با دربار مصر روابط خوبى برقرار كنند. آنان معمولاً به نام سلطان مصر خطبه مىخواندند و سكه مىزدند. 4 قراقويونلوها در اين كار پيشقدم بودند و سرسلسله آنها، قرايوسف، هرگز حاضر به اطاعت از تيمور نشد. 5 او همين رويه را در زمان شاهرخ در پيش گرفت. شاهرخ در سال 823 ه.ق توانست بر قرايوسف پيروز شود. در متن فتحنامهاى كه او براى دفع قرايوسف تركمان به سرتاسر ممالك خود فرستاده، آمده است: