219را بر مصالح خود تقديم مىفرمائيم، از رخصت و اجازتى واقع شده بازنمىگرديم؛ و ليكن آنچه بهخاطر مىرسد تنبيه آن لازم است. ظاهر خواهد بود كه در اين عزيمت، امنيت طريق شرط است و معلوم دارند كه در اين ايام حالت عراق و بغداد كه ممر عبور است چگونه پريشان و بىاستقامت است و در حدود مصر و شام نيز انواع تفرقه استماع مىافتد در روايت است كه اگر مخافت طريق چندان باشد كه بىموجبى كسى دست در ميان كس زند، رفتن جايز نيست.
مع هذا خبر مىدهند كه از اولاد صفوةالمتصوفين، جوانى چهارده ساله خروج نموده به جانب آذربايجان درآمده و بغايت شجاع و دلير است و والى شروان را دفع نموده دست در كمر سلاطين تركمان دارد و مذهب اثنىعشرى ظاهر ساخته. در اين بابت فكر و تأمل بسيار است و اين معنى از خوف راه زياده است و اگر در اين ولا از خوف و انديشه به خاطر رسد چگونه تواند بود؛ چون خود مىفرمودهاند كه جهت ناامنى راهها چيزى ترتيب يافته كه اگر ضرورتى باشد و به محل خوف رسيده شود هر يك از ملازمان چيزى همراه داشته باشند.
ديگر آنكه چون تمادى ايام اين سفر ظاهر است و بر عمر اعتمادى نيست اگر يك نوبت ديگر ملاقات فرموده قاعدهى خيرباد به تقديم رسد مىتواند بود. اما با وجود اين دو حال، رضاى خاطر ايشان است و به هيچ نوع، دلخواه را بر مطلوب ايشان اختيار نمىفرمائيم و با وجود آنحال از اين مقدمات كه نوشته بودند، دغدغه نيز هست كه مبادا به خاطر اشرف غبارى رسد و تصور فرمايند كه غرض از اين سخنان، منع عزيمت ايشان است. چون هميشه از روى دولتخواهى آنچه به خاطر ايشان مىرسد بىتكليف گفت و شنود مىنمودهاند، ما را نيز لازم نمود كه هر چه در اين ابواب بهخاطر رسد اشعار فرمائيم. باقى رأى صوابنماى مختار است و هر چه به صلاح مقرون خواهد بود به تقديم خواهد رسيد. سعادتدارين روزى باد. 1