216رايات آيات سِرّ و عَلن، ناظمِ مناظم امور جمهور بوجهٍ، اعلى اللهُ تعالى معالمَ الاسلام، بِهِ دوام ايام ملكه و سلطانه و نصر رياض مطالبالانام، به رشحات غمام انعامه و احسانه، سوانح دعوات استجابت آيات كه مقتضاى غايت قصواى طريق مودت و مضافات تواند بود، مُتحَف و مُهدى داشته همگى همت عالى نهمت بر ازدياد مراد مؤاخات و مصادقت مقصور و محصور مىدارد و الحبّ فىالله من مواهبه فزادَنا الله توفيقاً و تاكيداً.
بعده، بر مرآت ضمير مستبصران روشن و هويداست كه چون صانع حكيم بر مقتضاى حكمت قديم، ارتفاع بناى جهاندارى را به استحكام مبانى مرحمت گذارى منوط و مربوط گردانيده و اگر احياناً خدشه بر چهره روزگار بندگان خدمتكار مىنمايد، واجب باشد كه به حسن عواطف خداوندان عالىمقدار مندفع گردد و اگر عقدهاى در عقد مجارى احوال زيردستان فرمانبردار ظاهر شود، لازم آيد كه به يمن ملكاتِ ملوكِ ملكاقتدار زايل گردد و على ما نطق به لسان الصادق مصدق است عليه صلات الصلوات المناميات و تُحَف التحيات الطيبِات ارحَموا مَن فِي الارض يرحكم مَن في السماء، و هر آينه پادشاهان فرخنده خصال به مكارم اخلاق متجلى گشته، خواطر جمهور را به وسايط اكرام در حيز تسخير آرند و خسروان صاحبكمال، به محاسن صفات متجلى بوده سواء امور ايام را به روابط اهتمام در حيطه حراست نگاه دارند.
اگر هر كسى هر چه خواهد كند
بناءً على هذا دل عادل و شيمه كامل ما، در اشاعت امداد دست تشبث تشبه به اخلاق ايزدى مىزند و در بسيط خلالِ آلاى نامتناهى استمداد از صفات الهى مىكند كه السلطان ظَلّ الله فى الارض.
حق بود همچو شخص و شه سايه