149
بار به ميعاد تعبد رسان
رخت به ميقات تجرّد رسان 1
جامى در هفتمين و آخرين سفر خود، پشت كتابى، تاريخ سفرش را شانزدهم ربيعالاول سال 877 ه.ق ثبت كرده است. 2 گويا وى از مدتها پيش قصد اين سفر را داشت؛ چراكه سلطان حسين، طى نامهاى از وى خواسته بود، اگر قصد سفر حج دارد، اعلام كند؛ زيرا شايعه خبر عزيمت وى منتشر شده بود. 3 با جدى شدن خبر عزم جامى، جمعى از بزرگان خراسان نزد وى رفتند و از او خواستند تا از اين سفر پرخطر و دور و دراز، منصرف گردد و به همان امور پيشين كه ثواب هفتاد حج پياده را دارد، بپردازد، اما جامى كه عزم حج كرده بود، پاسخ داد از حج پياده خسته شده و مىخواهد اين بار حج سواره بگزارد. 4
بايد توجه داشت كه جامى بهخاطر منتسب بودن به طريقت نقشبنديه، گرايشهاى فكرى و سياسى خاصى داشت و همچون ديگر نقشبنديان، به امور سياسى علاقهمند بود. وى به سلاطين تقرب مىجست و معتقد بود كه اينگونه مىتوان از پاافتادگان دستگيرى كرد و با نصيحت شاهان، آنها را به رعايت حقوق رعايا فراخواند؛ به همين دليل، وى پناهگاه معزولشدگان و مغضوبان بود. حتى در سفر حج خود، حكم عفو قطبالدين طاووس سمنانى، وزير مغضوب را كه از ترس مجازات همراه با قوافل «مخايل شتى» به حج رفته و پس از آن آواره شده بود، بههمراه داشت. طى اين حكم اگر وى همراه جامى به هرات بازمىگشت، افزون بر چشمپوشى از خطاهايش از وى دلجويى نيز مىشد. 5
هنگامىكه جامى مشغول تهيه اسباب سفر بود، جماعتى بزرگ از هراتيان نيز اعلام