130مىدانست كه پيش از ظهور امام غايب، براى آزمايش مردم مأمور شده است. 1 گرچه شيخ صفى، سرسلسله صفويه (متوفاى 735ه.ق) ادعاى مهدويت نكرد، اما پيروان فرزندانش، او را مهدى موعود و خدا مىخواندند. 2 از جنبشهاى مذكور، تنها صفويان و مشعشعيان توانستند حكومت تشكيل دهند. همين امر موجب ناامنى راه حج در اواخر دوره تيمورى شد. آنها كه عليه حكومت مركزى خروج كرده بودند، براى تضعيف حكومت و همچنين تأمين منابع مالى خود، به تاراج كاروانهاى حج مىپرداختند. 3 در قسمت حج و تصوف، به آرا و عملكرد اين طريقتهاى متصوفه در پيوند با حج كه در اصل، بيشتر در پيشبرد اهداف، منفعتگرانه بود تا ايدئولوژيكى، پرداخته مىشود.
حج و تصوف
شناخت و تحليل عقايد و رفتارهاى عارفان و صوفيان، يكى از دلمشغولىهاى پژوهشگران تاريخ دينى بوده است. اين گروه كه در دورههاى نخست، افرادى گريزان از دنيا و بىتوجه به شريعت و مناسك آن بودند، بهتدريج در اعتقادات و رفتارهاى خود دچار تحولاتى گرديدند؛ گرچه تمامى جريانهاى عرفانى و صوفيانه يكى از مشخصههاى اصلى عرفان و تصوف در دوران مغول و قرون پس از آن، نزديكتر شدن آن با شريعت و امور دنيوى است؛ چنانكه گاه ايجاد مرزبندى دقيق ميان متشرعين و متصوفه مشكل مىشود. يكى از عرصههاى حضور اجتماعى عرفا در اين عصر را مىتوان در توجه آنها به مناسك حج مشاهده كرد. البته گفتنى است كه حجگزارى عرفا و صوفيه پيش از اين دوران نيز سابقه داشت. اما چنين پيداست كه در اين دوره، گستره و چگونگى آن با تغييراتى همراه بوده است. مراسم حج عرصهاى را فراهم مىكرد تا