136
بررسى دلالت روايت
وجه استدلال
در جايى كه امام عليه السلام مدينةالرسول (ص) را با ديگر شهرها و اماكن يكسان دانسته و در جواب سائل به نحو كلى حكم مسافر را بيان مىكنند، درحالىكه اگر براى اين شهر خصوصيتى در جهت تخيير بين اتمام و قصر با افضليت اتمام، وجود داشت، حتماً متذكر مىشدند و سؤال را بىپاسخ نمىگذاشتند. بنابراين روايت بر وجوب تعينى قصر در اين اماكن دلالت دارد 1 و چنين نيست كه برخى پنداشتهاند و آنرا بر جواز شكسته خواندن بر يكى از افراد واجب تخييرى حمل كردند؛ 2 چون روايت - در فرض عدم قصد اقامت - ظاهر بلكه صريح در تعين قصر است.
اشكال اول
نظر در سؤال و جواب معطوف به جهت عدول از نيت اقامت و تفصيل بين اتيان نماز چهار ركعتى و عدم آن، است؛ يعنى بنابر كبراى كلى، حكمى عام براى تمام اماكن بيان مىشود و امام عليه السلام به جهت سؤال (حيثيت عدول از نيت اقامت) و نه خصوص مورد (مدينهالرسول) نظر داشته است. 3
جواب از اشكال اول
برخى از فقها حمل روايت بر امرى كلى به نحوى كه خصوص مورد را شامل نشود، فاسدالبطلان دانسته و اين مطلب را براى هر تأملكنندهاى واضح و روشن مىدانند. 4