86درصدد دستگيرى او هستند، اعتراض كند و بگويد امير پس از صدور حكم مرا بخشيده است. به نظر صاحب المنار بديهى است كه همه چنين كسى را احمق خواهند شمرد. 1 بر اساس چنين مقدماتى رشيدرضا همچون محمد عبده همه آيات و رواياتى كه به نحوى درباره شفاعت نظر تأييدى دارند متشابه و هر مسلمان را موظف به ايمان به ظاهر آن مىداند، هر چند به كنه و حقيقت آن واقف نبوده باشد. يا تأمل در اشكالاتى كه افرادى چون صاحب المنار درباره شفاعت مطرح كردهاند به خوبى آشكار مىشود كه آنها از ابتدا قادر به تصوير شفاعت صحيح نبودهاند و در اين باره دچار سوء فهم و برداشت نادرست شدهاند.
چگونگى تأثير شفاعت
بنا بر مباحث پيشين مىتوان گفت حقيقت شفاعت آن است كه رحمت گسترده الهى و مغفرت و آمرزش او از طريق افرادى كه به عنوان حاملان فيض به شمار مىآيند، به گناهكارانى كه واجد شرايطى خاص هستند برسد. البته قيامت ظرف وقوع شفاعت است ولى انسان در دنيا مقدمات بهرهمندى خود از شفاعت را مهيا مىكند؛ چنانچه نعمتهاى اخروى نيز بر اساس تلاش قبلى انسان در دنيا به او اعطا مىشود. لذا مىتوان گفت اين لياقت و شايستگى درباره شفاعت نيز در دنيا تحصيل مىشود. انسانى كه در حيات دنيوى خود زمينه را فراهم كرده است در قيامت مشمول شفاعت گروهى از اولياى الهى مىشود. از اين رو هنگامى كه گروهى از منافقان در قيامت از مؤمنين درخواست مىكنند كه به سوى آنها بنگرند تا ايشان بتوانند از نورشان بهره ببرند پاسخ مىشنوند كه «به دنيا باز گرديد و از آنجا نور به دست آوريد». 2