74
2. شفاعت تشريعى و اقسام آن
توسل به اسباب غير طبيعى براى جلب منافع و دفع مضارى است كه قوانين اعتبارى حاكم بر اجتماع براى انسانها وضع مىكنند. هر حاكمى در قلمروى نفوذ خود اوامر و نواهى خاصى دارد. در صورت اجراى فرامين افراد را به جوايز و منافعى نايل مىكند و اگر كسانى با عدم مراعات آن اوامر و نواهى سركشى كنند، به صورتهاى مختلف مورد عتاب او قرار مىگيرند. در اين ميان اگر كسى خود سزاوار پاداش و رهايى از عذاب نباشد به فرد ديگرى متوسل مىشود تا او با نفوذ خود موجب رهايى و نجات وى شود. 1 لذا مىتوان گفت شفاعت تشريعى در دايره تكليف و پاداش و مجازات و امور مربوط به احكام حكومتى است. خدا نيز علاوه بر آفرينش نظام هستى در مورد انسانها قانونى خاص اعتبار كرده است. در اين قانون اوامر و نواهى مشخص شده است. لذا همانطور كه شفاعت در حوزه هر حكومتى مىتواند مطرح باشد، در دايره حكومت الهى نيز امكان نفوذ و تأثير شفيعان هست. البته موارد تأثير شفاعت هرگز با ساحت مقدس ربوبى تعارض ندارد.
1-2. در دايره حكومت الهى شفاعت تشريعى داراى انواعى است. درباره يك نوع آن گروههاى مختلف اتفاق نظر دارند و آن شفاعتى است كه در دنيا مؤثر بوده و موجب آمرزش فرد و قرب او به درگاه الهى مىشود. برخى از شفيعانى كه در دنيا و تا پيش از مرگ انسان مىتوانند شفاعت او را بر عهده گيرند عبارتند از: ايمان به رسولخدا (ص) (حديد، 28)؛ عمل صالح (مائده، 9 و 35)؛ 2 توبه (زمر، 54)؛ كتابهاى