29عقاب مىشود بر خلاف عدل است و ساحت مقدس خداوندى از چنين حكمى منزه است. و اگر ظلم است شفاعت انبيا در مورد آن تقاضاى ظلم از خداوند خواهد بود و دامان پيامبران الهى عليهم السلام از چنين نسبتى پاك است.
پاسخ
علامه طباطبايى در جواب اين اشكال چنين مىگويد:
«اين ايراد را از دو راه مىتوان جواب داد:
1. راه نقضى؛ زيرا اين اشكال در مورد اوامر امتحانى نيز موجود است چه اينكه امر امتحانى در يك زمان ثابت و در زمان ديگر مرتفع مىشود و هر دو بر وفق عدل است و منظور آن آزمايش باطن مكلف و ابراز ضمير او يا به فعليت رسانيدن قوه اوست؛ چه مانعى دارد عقاب مجرم هم يك زمان ثابت و بعداً به وسيله شفاعت از بين برود، يعنى در واقع مقرر شده باشد كه همه مؤمنان نجات يابند و منظور از جعل احكام و عقابهايى كه براى مخالفت با آنها تعيين شده اين است كه كفار بر اثر كفرشان به هلاكت برسند و از مؤمنان آنهايى كه
فرمانبردارى كردهاند به درجات عالى اطاعت نائل شده و گناهكاران آنها به وسيله شفاعت به نجاتى كه براى آنها مقرر گرديده برسند.
2. راه حلى؛ و آن اينكه اين ايراد در صورتى وارد است كه برطرف شدن عقاب به وسيله شفاعت به عنوان نقض حكم اصلى يا نقض حكم به عقاب باشد، ولى تأثير شفاعت به عنوان حكومت و خارج ساختن مجرم از تحت عنوان عقاب به وسيله استمداد از صفات عاليه خداوند مانند رحمت و عفو و مغفرت و يا مقامات شخص شفاعتكننده است نه به عنوان معارضه و در عين موضوع آن، خلاصه اينكه موضوع شفاعت و موضوع حكم اصلى متغاير است». 1