197است و به معناى واسطه شدن سبب متوسط قريب بين سبب بعيد و مسبب آن مىباشد. 1
از آن رو كه قانون شفاعت را خداوند قرار داده و مىداند چه كسى لياقت برخوردارى از شفاعت را داشته و در نهايت با برخوردارى از شفاعتى كه مقرر كرده از عذاب رها مىگردد يا به مقامى بالاتر دست مىيابد، لازمهاش تغيير در علم ازلى خداوند - كه پديدآورندگان المنار تصور كردند - نمىباشد؛ زيرا خداوند در علم ازلى خود مىداند كه آن فرد شفاعتشونده مشمول شفاعت واقع خواهد شد. مثل اينكه كسى گناهى مىكند ولى خداوند در علم ازلى خويش مىداند كه اين فرد توبه كرده و مشمول عفو الهى خواهد شد. از سوى ديگر، چون اين شفاعت به اذن خداى متعال است هيچ منافاتى با توحيد افعالى ندارد؛ چراكه خداوند خود خواسته است از اين مجراى خاص رحمتش به بندهاش نايل شود، همانگونه كه وساطت اسباب و علل طبيعى با توحيد افعالى منافاتى ندارد؛ چراكه خداوند اين اسباب را قرار داده و اصل وجود و آثار آنها همه از خداست و به اذن و مشيت و اراده حضرت حق - سبحانه و تعالى - در مسببات تأثير مىگذارند. شفيع هم وقتى در دادگاه الهى شفاعت مىكند، چون اين شفاعتش به اذن خداست و در حقيقت، خود خداوند از وى خواسته تا براى افرادى با ويژگىهاى خاصى شفاعت كند، هيچ منافات با توحيد افعالى ندارد و خلاصه تمام شفاعتها به خدا برمىگردد و به اذن و مشيت و اراده خداوند محقق مىشود: قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً . (زمر: 44)
شفاعت تكوينى در قرآن كريم
آنچه تاكنون گفتيم معطوف به شفاعت انبيا و اولياى الهى و ملائكه از برخى بندگان خداى متعال در روز قيامت بود كه وساطت براى برداشتن عقاب يا