171ابن تيميه، مبنى بر شرك انگاشتن طلب شفاعت از پيامبر (ص) و اولياى الهى و منافات آن با توحيد، بر اين گمان او استوار است كه هر كس از غير خدا طلب حاجت و شفاعت كند، او را در تأثيرگذارى مستقل مىداند. وى بر همين اساس شيعيان را به بتپرستانى تشبيه كرد كه به شفاعتى بىقيد و شرط معتقد بودند.
از نظر ابن تيميه، شفاعت مقبول، شفاعتى است كه شفيع را مستقل نپنداريم. حال آنكه عقيده شيعه نيز بر همين حقيقت استوار است كه تمام اسباب و مسببات تنها به اذن خداوند سبحان اثر مىگذارد و حقيقت شفاعت در روز رستاخيز، جز اين نيست كه فيض الهى و رحمت گسترده او، از مجراى انبيا و اولياى الهى به افراد گناهكار مىرسد. در واقع همانطور كه فيض مادى خداوند در اين جهان، به وسيله سلسلهاى از علل و اسباب طبيعى به انسانها مىرسد، در روز رستاخيز نيز مغفرت و بخشندگى خداوند كه خود عالىترين فيض معنوى او بر بندگان است، از طريق اسباب خاصى به مجرمان عطا مىشود. اعتقاد به چنين اسبابى كه تأثيرگذارى آنها همه به اذن و فرمان خدا و طبق اراده حكيمانه اوست، كوچكترين منافاتى با توحيد ندارد. بنابراين، اكثر شبهاتى كه مورد شفاعت مطرح شده، ناشى از خلط بين شفاعت حق و شفاعت باطل است.