152در نقد عقايد ابن تيميه چند نكته را يادآورى مىكنيم:
نكته اول: دليل شيعه بر جواز طلب شفاعت مركّب از دو مطلب است كه عبارتند از: 1. درخواست شفاعت همان درخواست دعاست. 2.درخواست دعا از افراد شايسته يك امر مستحب است و خود ابن تيميه درخواست دعا از شخص زنده را صحيح مىداند. از طرف ديگر، با توجه به دلايل تجرد نفس از ماده پس از جدايى از بدن و بىنيازى آن از جسد مادى، روح انسان پس از مرگ نيز باقى است و از حيات و ادراك خاصى برخوردار است. بنابراين، درخواست شفاعت از فردى پس از مرگش نيز صحيح است.
نكته دوم: به عقيده ابن تيميه طلب شفاعت از غير خدا، عبادت كردن او و به همين سبب شرك است. در پاسخ به وى مىگوييم: لفظ عبادت در لغت عرب به معناى خضوع و اطاعت است، اما هر نوع خضوع و اطاعتى شرك نيست، زيرا لازمه اين سخن اين است كه همه مردم از زمان حضرت آدم تا به امروز مشرك و كافر باشند، چون هر فردى در طول عمر خود به مقام بالاتر از خود خضوع مىنمايد و از او اطاعت مىكند.
نكته سوم: اگر در سخن ابن تيميه كه مىگويد: فعلى كه جز خدا كسى قادر به انجام آن نيست (لا يقدر عليه الا الله) دقت شود، ملاحظه مىگردد كه در واقع در سخن او يك تقسيمبندى نادرست براى فعل صورت گرفته است. زيرا در اين جمله فعل دو قسم پيدا مىكند: فعلى كه غير خدا بر آن قادر نيست و فعلى كه غير خدا نيز بر آن قدرت دارد. اگر منظور ابن تيميه از «لا يقدر» اين است كه كسى جز خدا بالذات بر آن قدرت ندارد. چنين تقسيمى اصلاً درست نيست. زيرا ما معتقديم كه «لامؤثر فى الوجود إلا الله». اما اگر منظور اين است كه فعل خداست، ولى قدرت آن را به بشر هم داده است، بايد از او پرسيد كه چرا درخواست آن كار از وى شرك است.