73 اهلسنت و شيعه هر دو كوشا بودهاند و هستند و حتى عالمان اهلسنت خود كتابها و فصلها در فضائل سادات و موضوع «مودت قربى» (دوستى خاندان پيامبر) نوشتهاند و روايات بسيار نقل كردهاند. «نورالدين سمهودى شافعى مدنى» گفته است: «امروز هركس از ذريه پيامبر ديده شود، پارهاى از همان «بضعه» و پاره تن پيامبر، (فاطمه) خواهد بود، اگرچه واسطههاى متعدد و نسلهاى زيادى فاصله باشد و هركس در اينباره تأمل كند، در دل او باعث و انگيزهاى براى گراميداشت و زيارت قبور آنها پيدا خواهد شد». 1 و البته حكمت اين امر هم معلوم است و آن اين است كه هر مسلمانى، در هر قرنى و زمانى كه زندگى كند، از نتايج و فوايد بعثت محمدى و كوششها و مرارتهاى توانفرساى پيامبر و هدايت و كتاب و سنت او بهرهمند است و از بركت پيامبر و زحمات اوست و از طريق و راه او، كه به معرفت خدا و دين خدا و كتاب خدا و احكام خدا و قبله و ايمان و عزت و يقين، رسيده است... و چون پيامبر اكرم (ص) ، در هر روز و هر زمان نيست تا نسبت به خود او اداى حق و سپاس كنيم، بايد اين حق و سپاس را نسبت به «ذريه» او ادا كنيم كه گفتهاند: «المؤمن محفوظ فى ولده»؛ «حرمت مؤمن، حرمت اولاد اوست».
پس چهرههاى آل محمد (ص) همواره خورشيدهاى عزت تاريخند و حماسه اقوام و اينكه مشاهد آنان تا هم اكنون و تا قيامت در دل سرزمينهاى اقوام مىدرخشد و در دل و جان مردم جاى دارد، گوياى شهامت و شهادت يا عظمت علمى و تقوايى ايشان است كه مردم در زنده و مرده آنان آرمان خويش را مجسم مىبينند و مقابر و گنبدهاى آنان را همواره شعلهاى مىدانند سر بر آورده در برابر هر ستم و ناروايى و هر محروميت و نابسامانى... و اينان نوعاً، به گواهى تاريخ - كه يك نمونه آن، كتاب «مقاتل الطالبيين» ابوالفرج