71بدينگونه در طول تاريخ، هرلحظه كه در سرزمينهاى اسلام، انحراف يا تحريفى روى مىداد، خون حضرت محمد (ص) در عروق يك يا چند تن از فرزندان او جوشيدن مىگرفت و آنان را به خروشيدن وامىداشت. به گفته «ابن خلدون»: «خون فرزندان پيامبر [در راه دفاع از انسان و اسلام] در هر سرزمينى بر زمين ريخته شد». و به گفته «دكتر سامىالنشار مصرى»، استاد دانشگاه اسكندريه: «فرزندان فاطمه بهپا خاستند تا با خون خويش بزرگترين حماسهها را رقم بزنند». دكتر سامىالنشار نويسنده و محقق سنى عرب است كه در اين مقوله، از خود برادران اهلسنت و صاحب نظران ايشان، هم رأى و هم عقيده فراوان دارد، هم از گذشتگان و هم معاصران، كه براى آگاهى بيشتر در اينباره، مناسب است به كتاب «الارجوزة اللطيفة» از استاد «احمد خيرى البهوتى المصرى الحنفى»، مراجعه شود. به هرحال دكتر سامىالنشار در اينباره مىگويد:
كار حكومت اسلامى به دست معاوية بنابىسفيان افتاد. اما مسلمانان هنوز پدر او را فراموش نكرده بودند؛ يعنى همان بتپرستى كه هيچگاه ايمان به دل او راه نيافت و مسلمانان خيلى زود معاويه را... بتپرستى پسر بتپرست ناميدند. بارى درباره معاويه هرچه بگويند و تا هراندازه علماى متأخر پيرو كتب سلفيه يا برخى ديگر از اهلسنت بكوشند كه او را در شمار اصحاب پيامبر بگذارند، اين مرد (معاويه) هيچگاه مسلمان نشد و به اسلام نگرويد و در برابر اينگونه كسان بود كه فرزندان فاطمه بهپا خاستند تا با خون خويش بزرگترين حماسهها را رقم بزنند. امام حسن مسموم شد. يزيد امام حسين را، در ضمن فاجعهاى كه روزگار نظيرش را نديده بود، كشت. آنگاه اولاد مروان حَكَم با شمشير بر گردن مسلمانان سوار شدند. مروانىها شاخه ديگرى از بنىاميه بودند، درندهتر و سنگدلتر. سپس زيدبنعلى (پسر امام زينالعابدين عليه السلام و برادر امام