58 صالحان بوده...» بعد از آنجا، در دهى به نام «بروه» (البروه) توقف كرده، قبر عيش (عيسو) و شمعون را در آنجا، زيارت مىكند. آنگاه به ده ديگرى مىرود و قبر «عزير» نبى را نيز زيارت مىكند.
در ده «خطيره» مقبرهاى است با درى كوچك كه «مرد به دشوارى در تواند رفتن». در آن، دو قبر در كنار هم قرار دارد. كه يكى قبر «شعيب» پيامبر عليه السلام است و ديگرى قبر دخترش كه زن حضرت موسى عليه السلام بود. ناصرخسرو مىگويد: «مردم آن ده، آن مسجد و مزار را تعهد نيكو كنند از پاك داشتن و چراغ نهادن و غيره».
وى در ادامه راه به ده «اربد» (اربل) مىرسد. در آنجا قبور چهار پسر يعقوب نبى را كه برادران حضرت يوسف بودند، زيارت مىكند. اندكى دورتر، غارى هست كه قبر مادر موسى در آن است. آن را هم زيارت مىكند. 1 آنگاه به بيتالمقدس مىرسد، شهرى بزرگ و داراى بازارهاى نيكو و بناهاى عالى كه اهل شام و آن طرفها آن را قدس گويند.
از شرح ناصرخسرو درباره پرستشگاه بيتالمقدس درمىيابيم كه مزارات و تاريخ مقدس آنجا، او را بسيار متأثر كرده بود. او بهدقت مزارات و اماكن مقدس آن را توصيف مىكند و ارشادات تقدسآميز دارد به حضرت ابراهيم، سارا، اسحاق، حضرت موسى، يعقوب، زن يعقوب، حضرت يوسف، حضرت سليمان، داوود، زكرياى نبى و حضرت مريم. 2
ناصرخسرو هنگام زيارت بعضى از اماكن مقدس اين شهر، از رسم خواندن نماز و بهجاى آوردن نيايش پيروى مىكند. مىگويد: «معروف است كه هر نمازى كه در بيتالمقدس گزارند، به بيست و پنج هزار نماز قبول افتد و آنچه به مدينه رسول (ص) كنند، هر نمازى به پنجاه هزار نماز شمارند و آنچه به مكه معظمه گزارند، به صد هزار