172 مىرفتند در گوشهاى از رواقها مشغول مىشدند. 1
آيتالله العظمى بهجت مىفرمود:
در سفرى كه به مشهد مشرف شده بودم، مرحوم آقاى مطهرى پيش من آمد و اصرار كرد كه شما يك روز مهمان ما در فريمان باشيد. علامه طباطبايى هم، دوست شما آنجاست. من عذر خواستم. خيلى اصرار كرد. نمىخواستم اصرارش را رد كنم، ولى عذر خواستم. هر چه اصرار كرد، عذر خواستم. من يادم هست كه خود آقاى مطهرى به من فرمود كه آقا را راضى كن بيايد اين جا با آقاى طباطبايى يك مجلس باشد. مجلس اينها ديدنى است. ما بتوانيم از آنجا استفاده كنيم. من هر كارى كردم، ايشان راضى نشد و به من فرمود كه آن مجلس را نرفتم، با اينكه آنها خيلى اصرار مىكردند و خودم هم بدم نمىآمد و مايل بودم رد نكنم - فقط يكبار اين را افشا كرد - فرمودند: «خوب شد كه نرفتم». پرسيدم «چرا»؟ (شايد بيست سال از اين قضيه گذشته بود يا بيشتر) فرمودند: «فقط براى اينكه احساس كردم اگر بخواهم بروم فريمان، يك زيارت حضرت رضا عليه السلام از من سلب مىشود و نپذيرفتم». گاهى در آن اوايل يادم هست كه دو بار به زيارت مىرفت؛ يكبار صبح و يك بار شب. 2
آيتالله بهجت از آن وقتى كه قم مشرف شدند؛ يعنى از حدود سالهاى سىوپنج، هر روز حرم مىرفت. حتى وقتى منزلشان از حرم دور بود. از آنجا ايشان مىآمد براى حرم و درس. ايشان به حرم حضرت معصومه عليها السلام مقيد بود. ايشان بيشتر از يك ساعت و نيم درحرم حضرت معصومه عليها السلام مشغول بود. زيارت جامعه، زيارت امينالله، اين زيارتهاى مأثوره را مىخواند. 3