166 مىكردم. اما همينكه پارچه زخم را باز كردم، مشاهده كردم چيزى سياه و شبيه به تكه ذغالى روى زخم را گرفته است و با اندكى حركت دادن آن، از محل زخم جدا شد. بعداً برايم معلوم شد كه در اين مدت لازم بود كه اين تكه استخوان فاسد شده از پايم جدا شود. پاى خود را حركت دادم، اما هيچگونه اثرى از ناراحتى احساس نكردم. ايستادم و شروع كردم به راه رفتن، بدون استفاده از عصا. فقط خدا عالم است تا چه حد خوشحال و شادمان شدم. 1
آقاى «حاج سيدهاشم حداد» مىفرمود:
مرحوم قاضى براى زيارت حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام از نجف اشرف، زياد به كربلاى معلا مىآمدند و با ساير زوار از عرب، در كوچه و بازار مىآميختند و هيچگاه نيز ديده نشد كه در مسافرخانه و فندقى (هتل) بروند. بلكه به مساجد و مدارس مىرفتند و چهبسا كنار خيابان روى خاك مىخوابيدند. بسيارى از اوقات كه در صحن مطهر جا براى توقف بود، در خود صحن بيتوته مىنمودند و تا به صبح به زيارت و نماز و دعا مشغول بودند، و احياناً هم روى سنگفرش، عباى خود را به روى خود كشيده مىخوابيدند. 2
علامه امينى
دلباختگى مرحوم «علامه امينى» (صاحب الغدير) به مقام اهلبيت و حضرات معصومين، زبانزد خاص و عام بود. شور و شيدايى او نسبت به ائمه عليهم السلام بهويژه اميرمؤمنان عليه السلام ، در زندگى و آثار و تأليفاتش مشهود بود. عطرى از عترت، وجود او را خوشبو كرده بود.