80 نرسيده است. به اين ترتيب، تفاوت ميان توسل و عبادت، روشن مىشود كه ريشه عبادت، فعل «عَبَد» مىباشد كه خود متعدى است. اما «توسَّلَ» فعلى است كه با حرف جر (باء) متعدى مىشود. 1
«علامه شيخ ابوعبدالله سيدى محمدبن مصطفى حسنى» نيز در كتاب «اظهار العقوق فى الرد على من منع التوسل بالنبى و الولى الصدوق» به نقل سخن «قاضى عياض» در كتاب «شفاء» مىپردازد 2 و مىنويسد:
بدانكه خداوند تبارك و تعالى مىتواند در آغاز خلقت افراد، علم به ذات، اسماء و صفات خود را در دلهاى بندگانش ايجاد كند؛ بىآنكه پيامبرانش را واسطه اين كار قرار دهد. سنت خداوند در رابطه با برخى پيامبران نيز چنين بوده است.
برخى مفسران قرآن كريم، در ذيل آيه شريفه: وَ مٰا كٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ وَحْياً أَوْ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مٰا يَشٰاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ 3 گفتهاند كه خداوند مىتواند بهواسطهاى، كلام خود را به مردم برساند. اين واسطه مىتواند غير از انسان، مانند فرشتگان يا از جنس انسانها مانند پيامبران باشد.
از نظر عقلى نيز اين كار مانعى ندارد و از آنجا كه اين كار جايز است و رسولان الهى با معجزاتى آمدهاند كه بر راستى سخنشان دلالت دارد، واجب است همه دستورهاى آنان اطاعت شود؛ زيرا