69 براساس همين انديشهها و اعتقادات به سراغ سيره نبوى مىآيند تا مواردى را برگيرند كه تأييدكننده انديشههايشان است. در نتيجه، براساس افكار خويش، متون شرعى، مسائل و معارف دين را واژگون تفسير مىكنند.
همچنين، بحث و بررسى در حقيقت توسل به معناى فتنهانگيزى و برانگيختن اختلافات نيست؛ بلكه بحث در اينباره به بازدارندگى از ايجاد فتنه و خاموش كردن آتش آن منجر مىشود و موجب دستيابى به حقيقت و جايگاه واقعى معارف دينى مىگردد؛ چنانكه موجب اصلاح اعتقادات و معارف خواهد شد كه يك وظيفه مقدس اسلامى است تا خردها از انحراف و گمراهى مصون بمانند.
طبيعت اين بحث موجب مىشود كه ما در سخنان خود واقعبين باشيم و در بحثها، راه انصاف و ميانهروى را در پيش گيريم؛ بهويژه زمانى كه سخنى برخلاف باور اجماعى همه مسلمانان، از صدر اسلام تاكنون، مطرح مىشود. عقيدهاى كه همه اهلسنت و جماعت، اشاعره و ماتريديان، آن را از عقيده رسولخدا(ص) و اصحاب بزرگوار ايشان و ديگر مسلمانان صالح برگرفتهاند و امت اسلامى در شرق و غرب گيتى اين عقيده را پذيرفته و به آن پايبند بودهاند. اين عقيده اهلسنت و جماعت، همان اعتقادى است كه از پيشينيان به ارث بردهايم و امت اسلامى براساس آن گام برداشته و نهادهاى علمى و مدارس علماى مسلمان، مانند الازهر، مدارس شام، حجاز، يمن، احساء، خليج [فارس]، مغرب، هند و ديگر نقاط نيز فعاليتهاى خود را بر همين اساس پايهگذارى كردهاند.
اكنون لازم است پيش از بحث توسل، به رسم علماى گذشته، خواننده