396 برآورده شود». همچنين ابنتيميه در اوايل همين كتاب، داستان توسل گروهى از سلف را به پيامبر نقل مىكند و مىگويد كه علما در اين مسئله اختلافى با يكديگر ندارند.
درخور توجه است كه خود ابنتيميه به صحت توسل به پيامبر(ص) اقرار كرده است. ابنكثير در بيان شرح حال وى در كتاب «البداية و النهاية» 1، اين مطلب را از وى نقل كرده است. البانى نيز در كتاب «التوسل، انواعه و احكامه» از امام احمد نقل مىكند كه وى به هنگام طرح روايت شفا گرفتن فرد نابينا با توسل به پيامبر، قائل به جواز توسل به پيامبر(ص) بوده است. 2
از ابنتيميه مىپرسند: «آيا توسل به پيامبر(ص) جايز است يا خير»؟ او پاسخ مىدهد:
توسل جستن به ايمان به پيامبر و محبت به ايشان و نيز توسل جستن به اطاعت از ايشان، به دعا و شفاعت آن حضرت و مانند آن، كه از افعال آن حضرت و افعال بندگان مىباشد و بايد در حق آن حضرت ادا كنند، به اتفاق و اجماع مسلمانان مشروع است. 3
البته اينكه ابنتيميه به تشريح انواع توسل به رسول خدا مىپردازد، براى اين است كه توسل به خود آن حضرت را نفى كند. اين همان شبههاى است كه در ذهن ابنتيميه نقش بسته بوده است. وى توسل به ذوات و اشخاص مشروع را با توسل به افراد ديگر يكسان دانسته است كه يك خلط آشكار است و پيش از اين به شرح آن پرداختيم.