376افزون بر اين، ابنحجر اين مسئله را در فتح البارى 1 مىآورد و مىگويد:
حاصل مطلب اين است كه ابنعمر به اين اماكن تبرك مىجسته و سختكوشى وى در اين راه مشهور است. اين كار وى با آنچه از پدرش نقل شده است، 2 منافاتى ندارد. [داستان به اين صورت است:] عمر در سفرى، مردم را ديد كه به يك نقطه مىروند. ماجرا را از آنان پرسيد، پاسخ دادند: «پيامبر در اين مكان نماز خوانده است». عمر مىگويد: «هركس نماز مىخواند، بخواند. در غير اين صورت برويد. اهل كتاب نيز به اين دليل هلاك شدند كه در پى آثار پيامبرانشان بودند و آن مكانها را به كليسا و معبد تبديل كردند». اين سخن عمر با رفتار پسرش منافاتى ندارد؛ چراكه سخن عمر حمل بر اين معنا مىشود كه وى زيارت اين اماكن را به جز براى نمازخواندن، مكروه مىدانسته است يا اينكه عمر بيم داشته كه آنان حقيقت مسئله را ندانند و گمان كنند اين كار واجب است. اما هر دو حالت، درباره ابنعمر صدق نمىكند و بيم انحراف وى وجود نداشته است.
ابنحجر در جاى ديگر به حديث عتبان اشاره مىكند كه از پيامبر درخواست مىكند در اتاق وى نماز بخواند تا او آن نقطه را براى خود نمازخانهاى قرار دهد. پيامبر نيز به اين درخواست پاسخ مثبت مىدهد. ابنحجر در ذيل اين روايت نيز مىگويد: «اين روايت، دليل و حجتى براى جواز تبرك به آثار صالحان است».