359آن تكيه زدم تا شايد از شدت عشقم[به رسول خدا] بتوانم مكانى را كه بدن رسول خدا را لمس كرده، درك كنم. درود هميشگى خداوند بر طاها و امامالانبياء و ابوالبتول، حضرت محمد(ص) باد.
آنگاه كه خداوند حج خانه خود را نصيبم ساخت، چندين بار حجرالاسود را بوسيدم و گاهى به ياد مىآوردم كه رسول خدا با دو لب مبارك خويش بر اين سنگ بوسه زده است. در اين هنگام بود كه اين شعر را سرودم:
در طواف خانه خدا و به هنگام ورود، توانستم حجرالاسود را ببوسم. من اين كار را بارها انجام دادم، به دليل بوسيده شدن اين سنگ توسط پيامبر. با بوسيدن اين سنگ، اميد دارم كه ايمن باشم. هرچه را كه با بدن رسول خدا تماس داشته، بزرگ بشمار. صلوات هميشگى خداوند بر ايشان باد كه فلاح و رستگارى نيز در پى قبولى اين صلوات مىآيد.
من نقطهاى را كه به اتفاق علما، محل تولد پيامبر(ص) بوده است، زيارت كردم. ساختمانى مجلل اطراف اين نقطه را گرفته بود. اين مكان براى تبرك مسلمانان و نمازخواندن مؤمنان تدارك ديده شده بود. من نيز در آنجا سجده شكر بهجاى آوردم و اين ابيات را خواندم:
در نقطه زادگاه رسول خدا، پيشانى بر خاك ساييديم تا از خداوند تشكر كنيم؛ چراكه خداوند اين مكان را بهواسطه پيامبر نورانى كرده است. پس انسان باايمان بهواسطه ايشان رستگار مىشود و آنان كه ايمان ندارند نيز در اين دنيا از نعمت پيامبر بهره مىبرند. صلوات خداوند پيوسته و هر صبح و شام بر ايشان باد.