329رنگ وارد نيشابور شد، علماى اين ديار، يحيى بن يحيى و اسحاقبن راهويه و احمدبن حرب به استقبال او رفتند. احمدبن رافع نيز افسار مركب او را به دست داشت. اسحاقبن راهويه به وى گفت: «به حق پدران پاكت حديثى را برايمان بخوان كه از پدرت شنيدهاى». امام رضا(ع) نيز گفت: «عبد صالح خدا، پدرم موسىبنجعفر، برايمان روايت كرد....». 1 سپس ايشان سند مورد بحث را ذكر كرد.
پس از بيان اين عبارات، روشن مىشود كه توسل احمدبن حنبل، ابنابىحاتم، اسحاقبن راهويه، ابنرشيد، ابونعيم و ديگر علماى ثقه به خاندان نبوت، امرى مسلّم است. حتى افرادى عادل مانند ابوحاتم رازى و فرزندش آن را تجربه كرده و ديدهاند كه حقيقت دارد. اين بالاترين مرحله قبول است كه انسان هم در قول و هم در عمل مسئلهاى را تجربه كند؛ بهگونهاى كه فقط انسانهاى جاهلى كه نمىدانند چه مىگويند، در آن ترديد مىكنند.
تضرع ابنخزيمه و ابنحبان كنار مرقد امام رضا(ع)
ابنحجر عسقلانى از كتاب «تاريخ نيشابور» حاكم نيشابورى نقل مىكند كه وى گفت:
شنيدم ابوبكر محمدبن مؤملبن حسنبن عيسى مىگفت: «به همراه