313مانع روزىدهى تو به ما نشد. خدايا! همانگونه كه در آغاز به ما لطف كردى، اكنون بر ما لطف كن». هنوز فاصله نگرفته بوديم كه باران سيلآسايى آمد و به منازل خود نرسيده بوديم كه غرق در باران شديم. عباس پنج مرتبه گفت: «من مُسقىبن مُسقى 1 هستم». سعيد مىگويد: به موسىبن جعفر عرض كردم: «چگونه چنين مىشود»؟ پاسخ داد: «چون او در عام الرماده، درخواست باران كرد و مردم سيراب شدند». 2
«شيخ محمد انوركشميرى» در «فيضالبارى» مىنويسد:
اين عبارت عمر را كه «ما به عموى پيامبرمان متوسل مىشويم پس ما را سيراب كن و چنين مىشد»، [ابنتيميه] اينگونه تفسير مىكند: اين عبارت، توسلى فعلى است؛ زيرا عمر پس از دعاى خود، به عباس مىگفت: «اى عباس! برخيز و درخواست باران كن» و عباس اين كار را انجام مىداد. اما در روايات ثبت نشده است كه به عباس توسل قولى صورت گرفته باشد؛ يعنى درخواست باران به نام افراد صالح و بدون شركت آن صالحان در دعا، صورت نگرفته است.
در پاسخ بايد گفت ترمذى روايتى را نقل كرده است كه پيامبر(ص) به يك عربى باديهنشين و نابينا اين عبارات را ياد مىدهد كه بگويد: « اللهم انّي أسئلك و أتوجه إليك بنبيك نبي الرحمة يا محمد انّي توجهت بك إلى ربّي في حاجتي هذه لتقضي لي