299
عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
1
، و هفتاد مرتبه بگويد: « صلى الله و سلم عليك يا محمد !»، فرشتهاى او را چنين مىخواند: «اى فلان شخص! درود خداوند بر تو باد. همه حاجتهاى تو برآورده شد». 2
ابنعبدالبر مىنويسد:
ابنعيينه، از اسماعيلبن ابىخالد روايت مىكند كه عمربن خطاب، امكلثوم دختر ابىبكر را از عايشه خواستگارى كرد. عايشه، امكلثوم را تطميع كرد و گفت: «شوهرى بهتر از اين سراغ دارى»؟ وقتى عايشه رفت، كنيز گفت: «آيا مرا به ازدواج عمر در مىآورى كه سختگيرى او و خشونت زندگىاش را مىدانى؟ به خدا سوگند! اگر چنين كنى، من نزد قبر پيامبر مىروم و فرياد بر مىآورم و به ايشان عرض مىكنم كه من جوانى از قريش را مىخواهم تا به خواستگارى من بيايد. و همه دنيا را به پايم بريزد».
راوى مىگويد عايشه فردى را نزد عمروبن عاص فرستاد و اين خبر را به او داد. عمروبن عاص گفت: «من اين مشكل را حل مىكنم». آنگاه وى نزد عمر رفت و گفت: «اى اميرمؤمنان! كاش زنى به همسرى تو در مىآمد». عمر گفت: «شايد در همين روزها اين اتفاق بيفتد». او گفت: «اى اميرمؤمنان! چه كسى را مىگويى»؟ پاسخ داد: