290آن افزوده است كه سفينه [خطاب به شير] گفت: «تو را به رسول خدا سوگند مىدهم كه آرام شوى. شير نيز رام شد».
داستان سفينه از جمله مواردى است كه براى خوانندگان گرامى ثابت مىكند ياران رسولخدا(ص) توسل به آن حضرت را در زمان حيات و پس از رحلت ايشان، يك اصل مىدانستهاند. وقتى شير به سفينه حمله مىكند، مىگويد من غلام رسولخدايم. چرا نگفت من سفينهام. بلكه گفت: «من غلام رسولخدايم؛ در روايت دوم نيز مىگويد من غلام رسول خدايم؛ يعنى از تو به رسولخدا(ص) پناه مىبرم.
روايت صاحب النجم الثاقب همين معنا را روشن مىكند. روايت رويانى نيز 1 اگرچه ضعيف است، طبق ديدگاه بيشتر علما، گواه بر همين معنا و تفسيركننده معناى روايت است. اگر همنشينى و ارتباط سفينه با رسولخدا(ص) نبود، هرگز به اين رابطه خويش با پيامبر متوسل نمىشد. پس روشن مىشود كه سفينه، آنگاه كه نام آن حضرت را مىبرد، ذات و شخص رسولخدا(ص) را مدنظر قرار مىدهد كه افتخار غلامىاش به وى رسيده است. پس خداوند از او خرسند مىشود و او را خرسند مىكند.