276«علامه علىبن محمد بن يحيى» مىگويد:
اين داستان براى ما كافى است كه دلالت مىكند عايشه مىداند رسولخدا(ص) پس از وفات نيز همچنان براى امت خويش رحمت و شفاعتكننده است و كسى كه قبرش را زيارت كند و از او بخواهد برايش شفاعت كند، آن حضرت نيز برايش شفيع مىشود؛ چنانكه عايشه انجام داد، و اين كار برخلاف ادعاى انسانهاى تكفيرى و گمراه، از نوع شرك يا از ابزارهاى شركورزى نيست؛ چراكه عايشه و آنان كه شاهد اين ماجرا بودند، از كسانى نبودند كه معناى شرك و اقدامات شركآلود را ندانند.
بنابراين داستان عامالفتق، سخنان اين افراد را محكوم مىنمايد و ثابت مىكند پيامبر(ص) در قبر نيز به امت خويش اهتمام مىورزد و اينگونه نيست كه وفات يافته و به امت خويش توجه نداشته باشد.
در روايت معروف و صحيحى آمده است كه عايشه مىگويد: «پس از وفات رسولخدا(ص) و ابوبكر هرگاه به خانهام كه رسولخدا در آن مدفون بود، وارد مىشدم، لباسم را از تن بيرون مىكردم و با خود مىگفتم: آندو، پدر و شوهرم هستند. اما پس از مرگ عمر، خودم را به دليل حيا از عمر مىپوشاندم». اين روايت را احمدبن حنبل در مسند نقل كرده است. هيثمى مىگويد: «راويان اين روايت، همگى رجالِ روايتِ صحيحاند».
در روايت ديگرى نيز اين عبارت در ادامه روايت بالا آمده است: «تا اينكه بين خود و بين قبرها ديوارى كشيدم و آنگاه لباسم را از تن خارج مىكردم». ابويعلى نيز اين روايت را با سند ديگرى