206«علامه خليل سهارنفورى» 1 در ذيل روايت ابوداود (روايت پيشگفته) مىنويسد:
در اين روايت «الذى» اسم موصول است كه يا صفت براى لفظ «الله» است يا براى «رسول». عبارت «فدعوته» براساس احتمال اول، بايد اينگونه خوانده شود: « فدعوتَ الله بتضرّعٍ وَ افتقار ٍ»؛ «با حالت خشوع و زارى خداوند را خواندى». اما براساس احتمال دوم، بايد چنين خوانده شود: «فدعوتُ الله أن يكشِفَ الضُرَّ عَنكَ» ؛ «من خداوند را مىخوانم و برايت دعا مىكنم تا ناگوارى را از تو بردارد».
هرچند روايت ابوتميمه ضعيف است، اما معنا را بيان كرده است؛ چراكه در اين روايت، مشخص شده كه پناه بردن به خداوند از راه توسل، عين توحيد و يگانهپرستى است؛ چنانكه در روايت است: «خداوند يگانه را مىخواند». در واقع، توجه به درگاه خداوند براى برطرف شدن ناگوارىها، درخواست باران، درخواست گمشده، تنها از راه وسيلههاى شرعى يا بهواسطه رحمت و منت خداوند صورت مىگيرد. شفايافتن با مصرف دارو نيز به اذن خداوند است. چه بسا شخص مريض بهواسطه رحمت الهى و دعايى شايسته، شفا داده مىشود.
درخواست باران، جز با توسل به خداوند، و پيدا كردن گمشده نيز جز بهواسطه رحمت و منت الهى يا با وسيلههاى مشروع صورت نمىگيرد؛ چنانكه در حديثى آمده است: «اگر چارپاى كسى فرار كرد، بايد فرياد