190حضرت برايش دعا نمىكرد و شفا مىيافت، ديگر اصحاب نابيناى رسولخدا(ص) نيز همين كار را انجام مىدادند. [اما اينگونه متوسل نشدهاند.] بر اين اساس، روى گرداندن آنها از اين نوع دعا، خود دليلى بر اين است كه توسل مشروع همان است كه فرد نابينا انجام داده و نوع توسلى كه ديگر صحابه از آن روى گرداندهاند، غيرشرعى است.
شيخ محمود سعيد ممدوح در ادامه به ابنتيميه اينگونه پاسخ مىدهد:
پاسخ اين سخن، بسيار آسان است. نمىخواستم اين اشكال را مطرح كنم. اما ديدم گروهى اين اشكال را مطرح مىكنند و به خود نسبت مىدهند. بهتر بود اين مطلب را مطرح نمىكردند؛ چراكه سخنى باطل است. يا دستكم از گوينده اشكال نيز نام مىبردند.
از جمله كسانى كه اين اشكال را به خود نسبت داده، البانى است. وى درباره توسل فرد نابينا در صفحه 76 كتابش مىنويسد: «اگر راز شفاى نابينا اين بود كه وى به منزلت حضرت رسول و جايگاه والاى او و به حق آن حضرت متوسل شده بود، چنانكه عموم دانشمندان متأخر نيز برداشت كردهاند، بايد براى ديگر نابينايانى كه به منزلت رسولخدا(ص) متوسل مىشوند و حتى كنار آن، گاهى نيز به منزلت ديگر پيامبران و همه اولياى الهى، شهدا، صالحان، فرشتگان و انس و جن كه نزد خدا منزلت دارند متوسل مىشوند، اين شفا محقق مىشد. در صورتى كه ما سراغ نداريم طى اين قرون طولانى پس از رحلت رسول خدا تا امروز، كسى از اين طريق شفا يافته باشد و گمان نيز نداريم كه چنين شده باشد».