179سپس از اشتباه خود اظهار پشيمانى مىكنى و مىگويى:
«سُبحانَك اللَّهمَّ وَ بِحَمدِك، لاَ إلهَ الاّ أنتَ، رَبِّ إنّي ظَلمتُ نَفْسي وَ عَمِلتُ السُّوءَ فَاغْفِر لي، إنَّه لايَغفِرُ الذُّنوبَ إلاّ أنتَ اللَّهمَّ انّي أَسألُك بِجاهِ مُحَّمدٍ عَبدِك وَ كَرامتهِ عَليك أنْ تَغفِرَ لي خَطيئَتي...» ؛ «پاك و منزهى اى خدا! سپاس از آن توست. خدايى جز تو نيست. پروردگارا! من به خود ستم و بد كردهام. مرا ببخشاى؛ چراكه فقط تو گناهان را مىبخشايى. خدايا! به منزلت بندهات محمد و به آبرويى كه نزد تو دارد، از تو مىخواهم از من درگذرى».
حضرت آدم نيز همين كار را كرد. خداوند به او فرمود: «اى آدم! چه كسى اين [دعا] را به تو آموخت»؟ پاسخ داد: «پروردگارا! آنگاه كه روح را در من دميدى و انسان كامل شدم و مىتوانستم بشنوم، ببينم، بينديشم و بنگرم، برخاستم و ديدم كه بر ساق عرش تو چنين نوشته است: بسم الله الرحمن الرحيم، لا إله إلا الله وحده لاشريك له، محمد رسول الله . در آنجا جز نام او، نام فرشتهاى مقرب يا پيامبرى پس از نام تو نيامده بود. دانستم كه او گرامىترين آفريده نزد توست». خداوند فرمود: «درست مىگويى. توبهات را پذيرفتم و از اشتباهت درگذشتم». آنگاه حضرت آدم پروردگار را ستايش و سپاس گفت و با شادى وصفناشدنى بازگشت. حالتى كه هيچ بندهاى از نزد پروردگارش چنين برنگشته است. لباس حضرت آدم، نور بود. خداوند مىفرمايد: يَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِيُرِيَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا 1 اين لباس از نور بود. راوى مىگويد: «آنگاه