152
الْارضِ: اللهُ اللهُ». 1
«احمدبنمصطفى علاوى» در شرح اين حديث مىنويسد: 2
رساترين شاهد در اين حديث، تكرار لفظ جلاله است؛ يعنى به صراحت مىتوان گفت در اين روايت، ذكر الله اراده شده است. اما اگر يك بار اين نام ذكر مىشد، احتمال داشت بگوييم مراد از حديث اين است: «تا زمانى كه روى زمين كسى نباشد كه اعتقاد به وجود خدا داشته باشد». اما تكرار، اين احتمال را منتفى مىسازد و مىرساند كه مقصود آن است كه كسى نيست تا ذكر يا الله يا الله را تكرار كند.
روايت حاكم نيشابورى در مستدرك خود نيز اين معنا را تقويت مىكند: از سعدبنابىوقاص نقل شده است كه گفت: «رسولخدا(ص) در حالى از كنار من گذشت كه من با تكان دادن انگشت دعا مىكردم، نه با زبان. آن حضرت با انگشت سبابه اشاره كرد و فرمود: أحد، أحد». [يعنى: بگو اى واحد]. 3
علاوى 4 مىگويد: «معناى أحد، الله است. اين اسم، عَلَم مفرد است كه شريكى نيز ندارد. روايات در اين معنا، بسيار و غير قابل شمارش است». عبداللهبن صديق غمارى نيز همين معنا را در كتاب خود تأييد كرده است. 5