140برابر اوامر الهى و خضوع و اعتراف به فضل و عظمت خداوند تعلق گرفته است و بدين صورت، تقرب دعاكنندگان نزد آن ذات مقدس، پذيرفته مىشود. به همين دليل در پايان آيه مىفرمايد: «پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابند». راهيابى با تسليم شدن برابر فرمان پروردگار جهانيان معنا مىيابد كه ثمره آن نيز پيروى از رسول خداست.
در نتيجه، پيروى و محبت، پيروى از يك ذات، مثل پيامبر است. نه اينكه صرفاً يك عمل باشد؛ چرا كه پيروى كردن، خودش عمل صالح است و طبق نص صريح، توسل به عمل صالح، جايز و اجماعى است. عمل صالح نيز جز با يك ذات صالح، تحقق نمىيابد؛ زيرا تفكيك عمل صالح از ذات فرد صالح هرگز ممكن نيست. پس وقتى توسل به اعمال صالح جايز شد، به طريق اولى توسل به فرد صالحى نيز كه آن عمل صالح را انجام داده است، جايز مىشود. در واقع، اعمال صالح، فرع بر ذات است و اين ذات و افراد صالحاند كه اعمال صالح از آنان ظاهر مىشود.
اگر خداوند سبحان مىخواست توسل را محدود به اعمال صالح كند، هرگز فرمان نمىداد تا از پيامبر(ص) پيروى كنيم. همچنين محبت و فرمانبردارى از آن حضرت را محبت به خويش قلمداد نمىكرد. اگر چنين بود، در اين آيه به بندگان فرمان مىداد تا بهطور مستقيم، از خودش اطاعت كنند و به خودش محبت داشته باشند. اما پيروى نيازمند ايجاد واسطهاى است كه همان پيامبر گرامى اسلام(ص) مىباشد.
6. أَيْنَمٰا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هٰذِهِ مِنْ