117بتپرست. وقتى آنان را آزار مىداديم، مىگفتند پيامبرى هست كه زمان بعثت او نزديك است. ما از او پيروى خواهيم كرد و به همراه وى همچون قوم عاد و ارم با شما خواهيم جنگيد. اما زمانى كه خداوند، رسولش را برانگيخت، ما از او پيروى كرديم و آنان [كه خود وعده پيروى از ايشان را مىدادند] به پيامبر(ص) كافر شدند [و دعوت او را نپذيرفتند]. خداوند نيز درباره آنان، اين آيه را نازل كرد: وَ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الْكٰافِرِينَ . 1
ابنجوزى نيز مىگويد: «يستفتحون، يعنى يارى مىطلبيدند. يهوديان هنگام كارزار با مشركان، به نام پيامبرخدا، حضرت محمد(ص) يارى مىطلبيدند». 2
قرطبى مىنويسد:
ابنعباس مىگويد: يهوديان خيبر با غطفانىها در ستيز بودند. به هنگام جنگ كه يهوديان شكست مىخوردند، به اين دعا پناه مىبردند و مىگفتند: «[خدايا] ما به حق پيامبر امّى، كه وعده دادى او را در آخرالزمان مبعوث گردانى، از تو مىخواهيم ما را بر آنان پيروز كنى». به همين دليل غطفانىها شكست مىخوردند. [اما] آنان